فیدخوان

ساعدی بزرگ‌ترین نویسنده ناتورالیست ادبیات فارسی بود

02 آذر 1399 12:23 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: با 0 رای
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در فارس، دوم آذرماه، سی‌وپنجمین سالروز درگذشت غلامحسین ساعدی است؛ داستان‌نویس، فیلمنامه‌نویس و نمایشنامه‌نویسی که از پایه‌گذاران سناریونویسی در سینمای ایران و از جمله پیشگامان ادبیات روستایی بود.   برخی حتی معتقدند ساعدی بزرگ‌ترین نویسنده ناتورالیست ادبیات فارسی بود و در آثارش با نگاهی عمیق به نقد روشنفکرانه‌ معضلات آن روز جامعه‌ ما پرداخت. به همین مناسبت با سعید ذوالنوریان استاد نمایش دانشگاه آزاد اسلامی شیراز به گفت‌‌وگو نشستیم تا ابعاد و وجوه مختلف آثار ساعدی را در ادبیات داستانی و هنر تحلیل کنیم.   ساعدی به گواه فیلمنامه‌های درخشانش، نقشی بسیار پررنگ در شکل‌گیری موج‌ نو سینمای ایران داشت. به نظر شما ویژگی شاخص فیلم‌نامه‌های او چیست؟   ما یک موج‌ نو در تاریخ سینمای ایران داریم که در سال 1347 آغاز شد: «حسن‌کچل»، «رگبار»، «آرامش در حضور دیگران»، «قیصر» و «گاو»؛ پنج فیلمی هستند که در آن‌سال توسط پنج فیلم‌ساز جوان ساخته شدند. نکته جالب آنجاست که از این فهرست، دو فیلم از یک نویسنده هستند: «آرامش در حضور دیگران»، از کتاب «واهمه‌های بی‌نام‌ونشان» و «گاو» از کتاب «عزاداران بَیَل»؛ هر دو نوشته‌ غلامحسین‌ ساعدی. بنابراین بی‌هیچ شک و اغراقی، پایه‌گذار سناریونویسی در سینمای ایران، ساعدی است. هرچه‌قدر که ابراهیم‌ گلستانِ بزرگ را - که «خشت‌وآینه» را در سال 43 ساخته و فیلم‌نامه‌هایی نیز نوشته است - به‌عنوان بخش اعظمی از این تنه‌ محکم در نظر بگیریم، باز هم کفه‌ ترازو به نفع ساعدی است.   چه ویژگی فرمی و معنایی در آثار ساعدی وجود دارد که هنوز هم بسیاری معتقدند بهترین آثار مهرجویی یا حتی تقوایی، آن‌هایی بود که از دل همکاری با ساعدی شکل گرفت؟   ساعدی تصویری‌نویسی قدرت‌مند، دیالوگ‌نویسی بسیار بزرگ و چرک‌نویسی برجسته است (منظور از چرک‌نویس ساحت ناتورالیستی و سرشت‌گرایی اثر است.) به‌عنوان مثال «دایره‌ مینا» شاید ناتورالیستی‌ترین و چرک‌ترین فیلم‌ تاریخ سینمای ایران است که حتی در ادبیات داستانی، اثری هم‌سطح و هم‌مرتبه‌ آن به سختی پیدا می‌شود. شاید اگر بخواهیم در میان نویسنده‌ها، نویسنده‌ای هم‌تراز ساعدی در ادبیات ناتورالیستی‌مان نام ببریم، بتوانیم به صادق‌ چوبک اشاره کنیم، هرچند که آثار او در اتمسفری دیگر می‌گذرد.   به نظر شما، تحصیلات و شغل ساعدی (روان‌پزشکی) به شناخت او از شخصیت‌های کم‌نظیری مانند «مش حسن» و در نتیجه خلق آن‌ها کمک می‌کرد؟   بله. ساعدی روان‌پزشک بود و همیشه ابعاد شخصیتی کاراکترهای داستان‌هایش، برایش تعریف‌شده و عریان بودند. دیالوگی که او برای شخصیت‌هایش می‌نویسد، برخاسته از ابعاد ایدئولوژیکی ‌ـ ‌روان‌شناختی آن‌هاست و افزون بر این، ابعاد جسمانی و اجتماعی شخصیت را نیز همیشه مدنظر داشت.   در نگارش نمایشنامه، چه ابعاد و مؤلفه‌های روان‌شناختی و جامعه‌شناختی مدنظر او هستند؟ ساعدی همان‌قدر تلخ و ناتورالیستی می‌نویسد که همان‌قدر نیز نمادگراست. همان‌قدر نمادگراست که فُکاهی‌نویس، و همان‌قدر فکاهی‌نویس است که طناز. مثلاً در نمایشنامه‌های «عاقبت قلم‌فرسایی» و «ماجرای ناموس‌پرستان»، طبع‌ و سرشت انسان‌های معاصر را به کمک موقعیت‌هایی کمیک که ایجاد می‌کند، به زیبایی به سخره می‌گیرد.   در «واهمه‌های بی‌نام‌ونشان»، انسان سرگشته‌ معاصر را در تهرانِ آشفته‌ آن‌ زمان به تصویر می‌کشد که چگونه تبدیل می‌شود به انسانی تنها، بی‌مراوده و بی‌تعامل. یا در «عزاداران‌ بَیَل» جامعه‌ ایران را در ساحت یک روستای بی‌آب‌وعلف به تصویر می‌کشد و جواهر آن دوران و اکنون، یعنی نفت را در قالب یک گاو مطرح می‌کند؛ گاوی که از دست می‌رود و یک روستا عزادار آن می‌شود، و در پی آن، مسخ‌شدن انسان معاصر در قبال از دست‌ دادن ثروت، زیرا دیگر کاری بلد نیست، چون در روستا آبی وجود ندارد، چرا که زمین بایر است و... .   ساعدی در دو ساحت نویسندگی، چیره‌دست بود: داستان و نمایشنامه. چه تفاوت‌ها یا شباهت‌هایی میان این دو فرمتِ کار او وجود دارد؟   به نظر من ساعدی در آثارش نگاهی بسیار دقیق به انسان و جامعه معاصرش دارد. البته ما در آن دوران نویسندگان خوبِ بسیاری داشتیم: ابراهیم ‌گلستان، محمود دولت‌آبادی، رضا براهنی، امین‌ فقیری، جلال ‌آل‌احمد، علی‌محمد افغانی و سیمین ‌دانشور. اما شاخصه‌ ساعدی، بی‌پروایی و نگاه نسبتاً کمینه‌گرا و بی‌زوائدش به داستان است.   ساعدی را نمی‌توان نویسنده‌ای مینی‌مالیست در نظر گرفت، اما نوعی کمینه‌گرایی ویژه در آثارش وجود دارد. مثلاً در همین «آرامش در حضور دیگران»، موقعیت محدود است، کاراکترها محدودند و زمان فیزیکی و روایی در داستان تقریباً بر هم منطبق می‌شود. معتقدم این‌ ویژگی‌ها نیز برمی‌گردد به تئاتر، که خاستگاه ساعدی است.   زیرا او نمایش‌نامه‌نویس است و این موقعیت‌ها را در فیلم‌نامه‌هایش نیز می‌تواند به‌خوبی ایجاد کند. آثار او در واقع نمایشنامه ‌ـ ‌فیلمنامه هستند. گاهی اوقات فیلمنامه‌هایش به نمایشنامه شبیه می‌شوند، گاهی برعکس.   در این گفت‌وگو بارها به قدرت ساعدی در شخصیت‌پردازی تأکید کردید. شخصیت‌هایی که او خلق کرد، چه ویژگی‌هایی دارند و ساعدی در خلق آن‌ها چه نگاه تازه‌ای به ادبیات داستانی و نمایشنامه‌های ما افزود؟   شخصیت‌های آثار ساعدی، زودآشنا و ملموس‌اند، و باسمه و تقلبی نیستند. مثلاً در «ماجرای ناموس‌پرستان» به کاراکترهای «آقای ایمانی» که یک تهرانی بازاری است و «آقای فرمانی» که عقبه‌ای بورژوا دارد، نگاهی تمثیلی می‌کند و آن‌ها را عامدانه تیپ می‌آفریند.   از آن طرف اما مثلاً کاراکتر «سرهنگ» در «واهه‌های بی نام‌ونشان»، یک شخصیت به معنای واقعی است که نویسنده، فوق‌العاده عمیق به درونیات او نفوذ می‌کند، و چه‌قدر زیبا «ناصر تقوایی» از این شخصیت، پردازش تصویری می‌کند. ما در تاریخ سینمای ایران چنین شخصیت‌هایی را کمتر داریم.   ساعدی از زبان و زبان‌آفرینی در آثارش چه بهره‌ای می‌گیرد؟   ساعدی علی‌رغم اینکه آذری‌زبان است، به زبان‌فارسی تسلطی فوق‌العاده‌ دارد. او زبان محاوره را بسیار خوب می‌شناسد و آن را در دیالوگ‌ها به خوبی می‌شکند. در آثارش وراجی‌ها و سکوت شخصیت‌ها بی‌دلیل نیست و هرچند که کارهایش به شدت ایرانی و برخاسته از فضا و زندگی متوسط ایرانی است، اما نیم‌نگاهی به داستان‌های غربی دارد و ردپایی از برخی نویسندگان بزرگ را نیز در آثارش می‌بینیم.   آیا ساعدی همان اثرگذاری و ردپای عمیقی را که بر ادبیات داستانی و سینمای ما گذاشت، بر تئاتر نیز گذاشته است؟   بله، چنین تأثیری را گذاشت. ساعدی جزو نمایش‌نامه‌نویسان محبوب زمان خودش بود و دانش‌آموزان، دانشجویان و گروه‌های تئاتری مستقل و هم‌چنین گروه‌های شهرستانی از آثار او بسیار استقبال می‌کردند و بارها در شیراز هم بر روی صحنه رفته‌اند.   ساعدی به‌صورت غیرمستقیم، رقم‌زننده‌ ابعادی از نمایش‌نامه‌نویسی ایران بوده است؛ به این دلیل که نگاه طنازانه در برخی نمایش‌نامه‌هایش، در نمایش‌نامه‌های پیش از او وجود نداشت. شاید برای نمایش‌نامه‌های جدی‌اش مشابهی داشته، اما به یاد نمی‌آورم که نمایش‌نامه‌هایی چنین عمیق که با نگاهی تمثیلی و نمادگرایانه، معضلات روز را با نقدی روشنفکری مطرح کند؛ پیش از او در تئاتر ما وجود داشته است.
ویدئو
تصاویر پیوست
منابع
امتیاز دهید:
نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.