دات نت نیوک

فیدخوان

سبقت در سرقت!

09 تیر 1399 15:08 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: با 0 رای
 خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- هادی حسینی‌نژاد: معاهده برن را امضا نکرده‌ایم و عضو قانون کپی‌رایت نیستیم... بله؛ درست است. اما دلیل نمی‌شود که صورت مساله را هم نخوانده رها کنیم! روزنامه‌های رسمی ایران، چطور در ملاعام به ترجمه و انتشار بخش‌های مختلف یک کتاب روی می‌آورند؛ اقدامی که معادل مستقیم و بلا‌منازعه آن «سرقت ادبی» است. به روح حقوق مالکیت فکری اعتقاد دارید یا نه؟! شاید هم پاسخ را حواله می‌کنید به این توجیه که: بستگی دارد مالک فکری که باشد! چندی پیش اخبار مربوط به کتاب «اتاقی که در آن اتفاق افتاد» خاطرات جان بولتون، مشاور معزول امنیت ملی آمریکا در فضای مجازی و رسانه‌های بین‌المللی، جنجال به‌راه انداخت؛ کتابی که با سیاست‌های ریاست جمهوری این کشور در تضاد است و انتشار آن نیز با روادید دادگاه، محقق شد. نکته قابل توجه اما گسترش غیرقانونی نسخه‌ الکترونیک این کتاب؛ حتی پیش از انتشار نسخه‌های کاغدی از سوی ناشر بود. این اتفاق به نزدیکان ترامپ نسبت داده می‌شود که به‌نوعی خواسته‌اند به موقعیت کتاب در بازارهای جهانی لطمه بزنند اما هرچه که باشد، از سوی سیمون‌‌‌اندشوستر ناشر این کتاب مورد اعتراض قرار گرفته است. این انتشارات برای پیگیری موضوع به دادگاه قضایی آمریکا هم شکایت کرده و آدام روتبرگ، سخنگوی انتشارات این اقدام را صراحتا «سرقت ادبی» خوانده است. کتاب «اتاقی که در آن اتفاق افتاد» دربردارنده روایت‌های بولتون از کاخ سفید است که مستقیما به نقد رویکردها و سیاست‌های دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری این کشور می‌پردازد. تعدد سیاست‌ها و تصمیمات ضدایرانی ترامپ، باعث ایجاد کنجکاوی‌ و علاقه‌مندی مخاطبان ایرانی به خواندن این کتاب شده‌است. اما راه‌حل اغنای این کنجکاوی‌ها چیست؟ پیوستن به جریان جهانی «سرقت ادبی»؟   روز جمعه ششم تیرماه بود که روزنامه سازندگی در صفحات مجازی خود، ضمن اشاره به پیشینه جنجال‌ها بر سر انتشار خاطرات بولتون، اعلام کرد: «از امروز و به‌صورت روزانه، ترجمه صفحه به صفحه کتاب جدید جان بولتون، توسط روزنامه سازندگی منتشر خواهد شد.»   اینکه یک روزنامه خصوصی دست به چنین اقدامی بزند، البته پذیرفته نیست اما اینکه یک روزنامه دولتی؛ آن‌هم ارگان رسمی دولت ایران نیز به این اقدام روی آورد، نپذیرفتنی‌تر است. بله؛ روزنامه ایران نیز با ترجمه بخش‌های ابتدایی کتاب جان بولتون، رسما اسم خود و متاسفانه دولت ایران را در فهرست سارقان ادبی قرار داده است! معاهده برن را امضا نکرده‌ایم و عضو قانون کپی‌رایت نیستیم... بله؛ درست است. اما دلیل نمی‌شود که صورت مساله را هم نخوانده رها کنیم! تعبیر این کار در مجامع عمومی چیست؟ یادم می‌آید چند سال پیش؛ وقتی میشل کلمن، رئیس اتحادیه ناشران جهان با حضور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت و غرفه ایران، فعل «سرقت ادبی» را به ناشران ایرانی نسبت داد، خیلی‌ها دربرابر این اتفاق، موضع گرفتند و از روی عرق و تعصب، سعی در تعدیل و انکار آن داشتند. اما به قول قدیمی‌ها؛ دزدی که شاخ و دم ندارد! حالا متاسفانه ماجرای ترجمه و انتشار کتاب جان بولتون نیز گواه دیگری‌ست بر این مدعای تلخ. حضرات روزنامه‌نگار! به روح حقوق مالکیت فکری اعتقاد داریم یا نه؟! شاید هم پاسخ را حواله می‌کنید به این توجیه که: بستگی دارد مالک فکری که باشد! این درحالی است که حقوق افراد باید در هر شرایطی رعایت شود؛ حتی اگر موضوع صحبت ما، دشمن ما باشد. این مساله در آموزه‌های دین اسلام نیز مورد تاکید است؛ آنچنانکه حتی نادیده‌گرفتن حقوق جانیان محکوم به اعدام نیز جایز نیست. حالا چه شده که اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری که خود ریشه در حسن‌نیت و رعایت اخلاق حرفه‌ای دارد، با انگیزه جذب مخاطب بیشتر این‌طور بی‌محابا از سوی روزنامه‌نگاران ما نادیده گرفته می‌شود؟ این جریان تا کجا ادامه خواهد داشت و در این شرایط، انتظار داریم افکار و مجامع جهانی چطور نسبت به ما قضاوت کنند؟    
ویدئو
تصاویر پیوست
منابع
امتیاز دهید:
نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.